تبليغاتX
زندگی با عشق - عشق






زندگی با عشق

با تو الفبای عشق را آموختم.ندای قلب عاشقم رابه گوش همه رساندم.به تو و کلبه عشق بالیدم.....

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com
مسافرنوشت حرف دل رابروی تخته سنگی درکنارچشمه تا شاید روزی رهگذری بگذرد ازکنارآن                  

 وبداند دراین دنیا عاشقی می زیست که روزی برایش سیبی ازدرختی افتاد، زمینی رویید، دانه ای بر      

دلش جوانه زد وبی آنکه بداند عاشق شد.
 
اومی دانست ممکن است پایان این عشق خوش نباشد.                             


 اومی دانست جاده ای  که واردش شده بی انتهاست،اما می خواست برود.....تا انتها.

اوعاشق شده بودتمامی تلاشش این بود که شاید سرنوشت رانیزازپای درآورد.

به دامان خدابیفتد،که شاید سرنوشت طوری شودکه به اوبرسد.
 
درتوشه اش چیزی نداشت تازه اول راه ایستاده بود و پایان را   

تنهاتوشه اش کوله پشتی بود پرازتوکل، واحساس .

چشمهایش خیس خیس بود .جزمعشوق نمی دید.وافق روبرویش راه رابه اونشان میداد.

اوفقط یک چیز می دانست،او می دانست که می تواند، او می دانست که دستانش اهورایی ترین

مهربرای سجوداست.

او می دانست که همه وجودش لبریزاست ، لبریزازمعشوق.....وفقط یک چیزمی خواست،می خواست

که برود.

به ورای این حصارها،ازحصار تن می گریخت ،بندها راپاره کرد و رها شد.
اوپس ازسالها بی قراری وسردرگمی راهش رایافته بود وهیچ مانعی نمی توانست سدراهش شود........
 
رهگذرهم چنان روی تخته سنگ رامی خواند،گویی دلش برای مسافرسوخته بوداما باتمام وجود
به اوغبطه می خورد.
کویرعشق برایش طوری دیگرشده بود،گویی عشق دریایی بود که باتمام وجود آن را بلعیده بود

 وعطرمعشوق را باذره ذره هستی خویش استشمام می کرد......................
اوابتدای جاده بوداما دیگردرازی راه برایش معنا نداشت،همه فکرش رفتن بود رفتن وهمیشه رفتن.

مقصدش بی معناوگذرازجاده پرازمعنابود،پرازمعنی درختان،وبویی که با،باد می آمد .......... 

.................             بوی خوش.
          عشق        
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com  




نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 12:47 توسط من وعشقم| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت